بله مریم ما تف کردیم به تمام این بازی

فوریه 1, 2008 at 7:55 ب.ظ (YSMN)

1

زمانه عجیبی شده مریم، خیلی عجیب. با این که سر هر چهار راهی ایستگاهی گذاشته اند اما راهها همچنان طولانی میشوند. نگاه می کنم به عقربه های بی روح این ساعت کوکی نا کوک و می بینم که چقدر این زمان دیر تر از گذشته به ما می آید.

هفته پیش که از کنار تو رد می شدم باز هم بدون این که هیچ کداممان توجهی به هم داشته باشیم. دیدم که تو حتی صدای پای من را دور می کنی. و نمی دانم که تو من را هنوز می خوانی یا این که نه در تصورات خودت یک تکه فراموشی داری.

یادت باشد او را که خاک می کردیم به تو گفتم حالا  با دست خودم آخرین باز مانده های سنت را به هیولای تجدد می دهم . اما تو همچنان سرد و بی خیال بودی مثل آن سطل زباله کنار جاده. بی خیال تر از همیشه. و انگار که با گوشه چشم طعنه میزدی که حالا عصر ما شروع شده و تو در بین این ما جایی نداری.

البته از آنجایی که من همیشه آدم گوشه گیری بودم حس کردم که باید از حلقه شما کنار بروم و پایم را پس کشیدم. اما زخم هایم زیاد شدند. چون حلقه ای ساختید از سیمهای خاردار سرد که نه آمدن به آن آسان بود و نه خارج شدن از آن.

از خصوصیات شماست، می دانم، توقعی هم ندارم که از آن دست بکشید همانطور که ما به زمان خودمان از قبلی هایمان چشم بستیم. شما هم حق دارید مخصوصا الان که شرایط خیلی با گذشته فرق کرده. گذشته ای که ما اگر فسخ داشتیم اما به عهد گذشته مان می ماندیم و اگر مرگ داشتیم به یادش.

حالا باز هم می گویم گذشته، بگزار من هم بگذرم همان طور که همه از کنار این تابلوی مزخرف توقف مطلقا ممنوع گذشتیم. و آب دهانمان را بیرون ریختیم و انگار نه انگار که هنوز دهانمان از آن روز که نباید … تلخ است.

بله مریم ما تف کردیم به تمام این بازی.

تا کنون 2 نظر داده شده

  1. alkomx گفت،

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. شکوفه گفت،

    آمدین؟ چه خبرها بود بیرون ازینجا؟

نظر بدهید